حماقت...موهبت بشر...

این جهانی که همش مضحکه و تکراره, تکه تکه شدن دل چه تماشا داره. اگر با خوردن یک شکلات ذوق مرگ نمی شدیم، اگر برای فهمیدن پایان یک ماجرای خیالی و پوچ ثانیه شماری نمی کردیم، اگر دیگر دلمان را به تمام این بازی های کودکانه خوش نمی کردیم،... چه سخت می شد تحمل این فیلم تکراری که فقط بازیگرانش عوض می شوند. به من بگو چرا انسان مجبور است برای زیستن به دنبال دلیل بگردد، چرا زنده بودن به تنهایی انقدر دشوار است، چرا مادر به عشق فرزندانش روز و شب می کند، چرا کودک به خاطر مادرش مواظب خودش می شود. و خدایت را شاکر باش که انقدر احمق آفریده است تو را. که نفهمی این صحنه های فیلم را بار ها تماشا کرده ای. که نفهمی این آدم ها این درختها این ابرها تکراری اند... که نفهمی این فکرها چه قدر تکراری اند. و نفهمی صد نفر در یک زمان درست به همین ها فکر می کنند که ضرب در تاریخ بشریت می شود به اندازه ی تمام انسان های عصر حاضر... و تصور کن کره ی زمین با میلیاردها انسان که همه شان به یک موضوع در واحد زمان می اندیشند... و تو تکرار می شوی. با تمام شادی ها و غم ها و کشف ها و ذوق ها و عشق ها و نفرت ها و انسانیت ها و پستی ها و خطاها و .... من در همین پنجره معصومیت های آدم را گریه کردم...حرمت نگه دار گلم، دلم، کاین اشک ها خون بهای عمر رفته ی من است..

٢۱ شهریور ۱۳۸۸  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

شوخی زندگی..

زندگی یک شوخی بزرگه که خیلی جدی تموم می شه و تو رو با حقیقتی که تمام عمر ندیدی رها می کنه. و هرگز شوخی های این فیلم طنز رو باور نکن. همیشه حقیقت رو ببین و مست پلان های شاد و غمناکش نشو. به جای تعجب کردن از تمام این تصاویر مضحک به فکر شعوری باش که بعد از تموم شدن این فیلم هم به دردت بخوره. فکر کردی بدون زحمت می تونی با شعور بشی؟ اگر با آسایش تمام زندگی کرده ای پس بدون از شعور هم خبری نیست... تو با بقیه فرق نداری. این رو مطمئن باش. داستان زندگی تو هر شکلی باشه تکراریه. داستان تکراری خوبی انتخاب کن.

٢٠ شهریور ۱۳۸۸  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0