دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

یا علیم

دیوانه شدن وسوسه بر انگیز است. در حد سیگار. در حد چای.

دوست داشتم بگم "می دونم دارم چیکار می کنم" ولی نمی دونم. دوست داشتم بگم "همه چی رو به راه می شه" ولی نمی شه. دوست داشتم بگم من خوبم ولی نیستم.

تکرار تکرار تکرار دیوانه می شوم از تکرار. ثانیه ها را بالا می آورم. میز تکراری. پتوی تکراری. دوباره سحری. دوباره افطار. دوباره بی حوصلگی روزه. دوباره خواب. دوباره خواب. دوباره خواب.

قبلا ها این طوری که می شد می گفتم: هی دختر! تو قوی هستی. بجنگ بایست همه چیزرا دوباره شاد خواهی کرد.. ولی من از سرباز بودن استعفا داده ام. فکر کنم اشتباه کردم گوشه ای از کار را. فکر کنم یک قسمت را باید دنده عقب برگردم. ولی می دانی چه چیز خوشحالم می کند. این که هیچ فاجعه ای در کار نیست.

بیست بار تکرار کن: من همینم که می بینی نه آنی که می گویم. من همینم که می بینی نه آنی که می گویم. من همینم که می بینی نه آنی که می گویم. من همینم که می بینی نه آنی که می گویم............. ساده بگیر. ساده باش. ساده باش. ساده باش............

افوض امری الی الله

۱۸ امرداد ۱۳٩٠  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0