من/ تو

یا علیم

قراره به خودم بیام. قراره خیلی کارا رو که خیلی وقته نکردم دوباره از سر بگیرم. قراره به خودم بیشتر فکر کنم. قراره وابسته نباشم. قراره ریست بشم...

موبایل رو میذارم روی میز. مثلا توجهی بهش ندارم ولی حتی وقتی روی تخت دراز به دراز افتادم و منتظرم که خوابم ببره، منتظرم صدای sms م. نه من مشکلی ندارم. اصلا بذار برنامه ریزی کنم. عصر بلند میشم میرم یه دوش می گیرم. بعدش می تونم زبانم رو بخونم. بعد شاید یه ذره هم درس خوندم. آره خیلی خوبه. اصلا من کلی انرژی دارم. این موبایل هم که ... برش می دارم سایلنتش می کنم و برعکس میذارمش روی میز که چراغشو نبینم. خوابم می بره. صدای زنگ ساعت میاد. دستم و دراز می کنم میزنم تو سر ساعت که خاموش بشه. بعد دوباره دستم و دراز می کنم و تو خواب و بیداری موبایلم رو بر میدارم و چک می کنم. خبری ازت نیست. یادم میاد قرار بود موبایلم رو چک نکنم. می ذارمش رو میز و ...

بلند می شم میرم دوش می گیرم. از حموم که درمیام با خودم حساب می کنم خوب دیگه ساعت ۸ ه! دیگه deadline م تموم شد حالا می تونم sms بزنم. وسایل رو پرت می کنم روی تخت و گوشی رو برمیدارم تا ازت خبری بگیرم. حرف میزنم حرف میزنی دلم یه ذره آروم میشه. هر چند ته پرانتزش باز می مونه. تقریبا میشه گفت می مونم تو خماریش. بعد یادم میاد کلی کار قرار بود بکنم. هان؟ کار؟ برو بابا. یعنی واقعا من الان حس کاری دارم؟ اصلا! عمرا! حالا از فردا. اصلا چیکار قرار بکنم؟ هی تو ذهنم جمله هاتو جمله هامو روابطمونو خاطراتمونو آینده رو زندگی رو همه رو دارم تحلیل و مرور می کنم. برای همین تقریبا هنگم و lag زیادی دارم. موبایلم رو برمیدارم و لپ تاپ. تنها راه حل فعلا اینه که بنویسم. می نویسم..

پ.ن.۱ هیچی قشنگ تر از صدای موبایل نیست!

پ.ن.۲ نمی خوام نا امیدت کنم. نا امیدت نمی کنم. درستش می کنم. (هرچند هنوز نمیدونم از کجا شروع کنم)

۱٠ اسفند ۱۳٩٠  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0