پی خوابی شايد...!

به نام دوست

چند وقتی است با خودم بیگانه شدم...خودم را...گذشته ام را...

فرصتی بود برای خارج شدن...بیرون آمدم و از دور به تصویری که از زندگی ساخته بودم نگریستم...این نبود آن چه می خواستم ... و من حتی نمی دانستم چه می خواهم....

ساختم...دوباره ... بهترین شکلی که می توانستم...و حتی منتظر خودم نماندم ....تمام علایقم٬ دلبستگی هایم٬ اهداف دور و نزدیک....و حتی منتظر خودم نماندم...

می ترسم واردش شوم...اگر این بار هم لباسی که دوختم بزرگ باشد...شاید هم کوچک...خیلی تنگ...آن قدر که پاره شود...نکند این بار هم...نمی دانم...

می دانم از زندگی چه می خواهم...می دانم زندگی از من چه می خواهد...شاید زندگی...ولی من  هرگز آن چیزی نبودم که زندگی می خواست ...یا خودم...

حد اقل امیدی هست...منتظرم...شاید تصویرم درست باشد...کپی برابر اصل...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بعضی ایرانی ها این جا آدم را از ایرانی بودن شرمنده می کنند...به خصوص پسرهای ایرانی که صد رحمت به شهرک غرب اند! این جا آدم ها عموما یا ساده اند و بچه یا نمی شه باهاشون گرم گرفت چون اصولا فرق دارند باهات...با چهار تا جقله می گردم این روزا...راستی اینا هم فهمیدن من چه جوری نگاه می کنم!!!

خبر دیگه ای نیست...همین!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دشت‌هايي چه فراخ!
كوه‌هايي چه بلند
در گلستانه چه بوي علفي مي‌آمد!
من در اين آبادي، پي چيزي مي‌گشتم:
پي خوابي شايد،
پي نوري، ريگي، لبخندي.

...

زندگي خالي نيست:
مهرباني هست، سيب هست، ايمان هست.
آري
تا شقايق هست، زندگي بايد كرد.

در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بي‌تابم، كه دلم مي‌خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه.
دورها آوايي است، كه مرا مي‌خواند

یا علی

۱٧ اسفند ۱۳۸٥  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0