يا علی گفتيم و عشق آغاز شد!

سلام

چیز هایی دیدم که دوست داشتم هر لحظه اش را ببینید! دوست داشتم تمامش را بنویسم ...

ولی...نه من توان نوشتن دارم..نه نوشتن حق مطلب را اداء می کند! فقط چند عکس ...

یا علی

سفره ی هفت سین ما٬ با سس و سیب زمینی و سیب و سنت (سکه) و سبزی (تره و پیازچه) و سرکه!

امام حاج سید مصطفی قزوینی٬ امام و بنیانگذار مسجد ( این جا امام به معنای رهبر است که ما در ایران عموما استفاده نمی کنیم!) حاج سید مصطفی سخن رانی های خیلی قشنگی دارند! و هر بار به زبان فارسی و انگلیسی همه ی سخن رانیشون رو می گن (چون مسجد شیعی است عموما ایرانی اند)حاجی اصلا قزوینیه و بچگی تو عراق بوده ...تو حوزه ی قم درس خونده..الان هم که این جاست و به زبان انگلیسی روان سخن رانی می کنه!

اینا هم یه سری تابلو بودند که به مسجد هدیه شدند و مسجد هم اونا رو به فروش گذاشت...

سلام

چیز هایی دیدیم که دوست داشتم هر لحظه اش را ببینید! دوست داشتم تمامش را بنویسم ...

ولی...نه من توان نوشتن دارم..نه نوشتن حق مطلب را اداء می کند! فقط چند عکس ...

٢ فروردین ۱۳۸٦  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0