کلیشه های ساده ی دوست داشتنی...

یا هو

قبلاً ها درس می خواندم... و درس می خواندم ... و درس می خواندم. و گاهی که خسته می شدم و شک می کردم که چرا و چگونه ، تنها یک جواب بود که باید درس بخوانم. قبلاً ها آینده ای بود که انگار هیچ وقت قرار نبود برسد.. قبلاً ها آرزو هم داشتم، آمال محال... قبلاً ها منتظر بودم، منتظر تمام شدن این زندگی یک بعدی و شروع فعالیت و کار... تمام سؤالاتم یک جواب داشت من باید درس می خواندم چون باید دانشگاه قبول می شدم و باید یک پزشک خوب می شدم و باید به مردم خدمت می کردم و باید علاوه بر درس فعالیت هم می کردم و باید دانشجو سیاسی باشد و باید بین آن همه کار درس هم خواند و نباید غرق کار های متفرقه شد و باید درس می خواندم چون باید دانشگاه قبول می شدم که ... من داشتم ، داشتم جواب سؤال هایم را، همین باید ها!...

و این باید ها و نباید ها در یک لحظه تمام شد و در آن لحظه خودشان هم اعلام کردند که وقت تمام شد و گفتند که داوطلبین گرامی پاسخ نامه ی آن همه سؤال را یادم نیست  روی زمین، زیر پا یا روی میز بگذارید و گورتان را گم کنید... کاش لا اقل می گذاشتند یک کپی از آن بگیرم.. قبلا من خیلی می دانستم..آن قدر جواب چرا و چگونه های خودم و دیگران را داده بودم که تمام آن پاسخ نامه را چشم بسته هم می توانستم بگویم.. ولی زمان همه چیز را از یادم برده.. و من دیگر نمی توانم از رو بخوانم چه برسد که از حفظ!

من جواب داشتم ... جواب های کلیشه ای...ولی کلیشه هایم را دوست داشتم.. کلیشه هایم را باور داشتم... و من ساده نمی دانستم که کلیشه ها همیشه درست اند... کلیشه ها درست اند ... فقط کمی خیلی کم اند... خیلی کم اند... خیلی ساده اند... آن قدر که از حفظ می توان گفتشان... زندگی را که نباید بشود از حفظ گفت .. نه؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

دم به کله میکوبد و
شقیقه اش دو شقه میشود
بی آنکه بداند
حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق.....

- حسین پناهی -

٢٤ شهریور ۱۳۸٧  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0