تابستان خود را تا این لحظه چگونه گذراندید.

چند روز اول: فول انرژی- برنامه ریزی- خستگی ناپذیر- مهمون داری- مسافرت؟ نمی خوام!

چند (10) روز دوم: مسافرت- مفت خوری- ول گردی- صبحانه، بعد صبحانه حرکت به سمت محل ناهار، ناهار، حرکت به سمت محل شام، فرو دادن شام- فیلم برداری فول تایم.

چند روز بعد: خواب- ولگردی- خوراک- ولگردی- مهمونداری- ولگردی- عذاب وجدان!!- بد و بیراه به مسافرت!

چند روز بعد: ظهور کورسوی انرژی- سریال heroes - بی نهایت season و episode- صبحانه: heroes- نهار:heroes- شام: heroes- افول کورسوی انرژی

چند روز بعد: ماه رمضان- بی حال- بی حوصله- خواب- سریال- عذاب وجدان- فرافکنی مشکلات به مسافرت کذایی!

چند روز بعد: حیات!- بسم الله- زدن طرح نصفه نیمه ی تصویب شده توی سر!- کلاس EKG- کارت کتابخونه طالقانی- کمیته پژوهشی- فعالیت- تلاش- رفع حدودی عذاب وجدان- امید به زندگی.

لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

٥ شهریور ۱۳۸٩  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0