اشتباه با/بی عذاب وجدان

سلام بی سلام

هی اشتباه می کنی هی عذاب وجدان می گیری هی خوابت نمی بره غر می زنی؟!

می گم می خوای با این وضع این همه اشتباه کلا دور خوابیدن رو خط بکش. خر نشی دوباره مثل اون دفعه عذاب وجدان بگیری بری تو خودت و به خودت بد و بیراه بگی و از همه چی کنار بکشی و ..! اینم اشتباهه! عذاب وجدان نداری؟! اونم اشتباهه! کلا اشتباهه..

مثل آدم پند بگیر برو خودتو بساز! از این قصه ها که می گن آدم باید از شکست هاش درس بگیره و همین کلیشه ای ها!

حالا هم پاشو برو بخواب... خوابت نمی بره؟! عذاب وجدان داری؟! به من چه! من که رفتم بخوابم.

۱٤ مهر ۱۳۸٩  توسط ایما  |  پيام هاي ديگران ()

 

 

تو کجایی نازی؟؟؟؟؟
نیستم!
فرشته ی دیوانه
من/ تو
خودم پر از کسی
قهرمان زندگی من
بیا....
چسب زخم
گیرم که فلان
ما بین خطوط

 

اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
بهمن ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
دی ۸۸
شهریور ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
آبان ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥

 

ایما

 

تسلیم
[...]
سنگ پشت
طلوعی تا فردا
ترانه ی مجهول
۱۵۰ کيلومتر دورتر
عطر بخار چای تازه
A Little More This Way

 

RSS 2.0