جناب انکرالاصوات

هوالهو

به مدت یک ساعت ماسک جناب انکرالاصوات بر چهره زدیم و یانگوم جان نگاه کردیم! تنها مشکلی که بود ماسکش عین چسب زخم های ایرانی بود، عین چی چسبیده بود پاک نمی شد. لازم شد یک جلسه ی آشنایی برای چهره ی قبلی و خودمان بذاریم!

پ.ن. این که من به زور یانگوم جان نگاه کردم به عاملان این قضیه مربوط نمی شود که من به ایشان ارادت و چه بسا دین دارم ( از آن جهت که به یکی از عاملان جدیدا آدرس این تمپکدهرو داده ایم)

پ.ن. مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود... ما یک پست در میان کل پستمان پاک می شود ...

پ.ن. این که به کرات ضمایر بین ما من تناوب می کنند یک: از اثرات همان ماسک است دو: کمبود خواب!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

بر آستان مرادت گشاده ام در چشـم          که یک نظر فکنی خود فکندی از نظرم

/ 7 نظر / 6 بازدید
ايما

ماسکه...هر چند فرقی نمی کنه!

باديه نشين

همه ی صفحه ها اصلشون سفیده، گاهی يه زنگاری اونارو می پوشونه!! گاهی بارون که می زنه غبارش رو می بره ... ............... آخ اگه بارون بزنه!!

يكي از عاملان زدن ماسك انكرالاصوات( م.م)

................................................................................ . ...................................................................................................................................................................................... .

باديه نشين

کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کرديم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود ........ امتحانات تموم؟؟

ايما

تموم! الخلاص! يه ماه فعلا خستگی تا سربازی شروع شه... اونم تو اين گرمای ....

ته نشین کلاس

میگن سربازی سخته من می پرسم سربازی یا کنکوری بودن؟