هر کجا هستم، باشم!

ذیروز دلم برای اولین بار شدیدا برای کودکیم گرفت...برای سوره هایی که در راه کلاس قرآن با خواهرم حفظ می کردیم...برای ۲۰۰ تومانی که جایزه ی حفظ سوره از مامان می گرفتیم... برای ابتدایی شاهد ۵ ... برای شیر کاکائویی که موقع بر گشت با زهرا می خریدیم ... برای دفترچه ی خط تحریری که خانم نظر پور ٬معلم کلاس اول٬ برای من و زهرا درست کرده بود چون من و زهرا خواندن و نوشتن بلد بودیم...

و نه تنها کودکی خودم که فرا تر هم رفت و هوس کودکی های بابا را کرد و خاطراتی را که شنیده بودیم و در ذهن مجسم کرده بودیم ...

این احساسات نوستالژیک عادیست...این طور می گویند...اثر آب و هوای غربت است...گویا!! هر چه حجم درس بیشتر باشد بییشتر عود می کند...و اگر امتحان در پیش رو باشد منطق آدم آن قدر به هم می ریزد که می تواند بزند زیر همه چیز و تصمیم بگیرد امتحانی را نخواند و بیافتد!!

به اختلاف نسل ها فکر می کردم و به این که دیگر نمی شود به گذشته باز گشت و این که کودکان ما همان قدر با ما غریب خواهند بود که ما با پدر و مادرمان.... دیگر نه تجربه ی حیاط و مدرسه ی ۱۰۰ نفره خواهند داشت...نه ...

 

(البته بعد از همه ی این اوصاف و بعد از این که حالم کمی سر جایش برگشت جواب سوال خودم را دادم و مشکل حل شد)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------


هر كجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است.
چه اهميت دارد
گاه اگر مي رويند
قارچهاي غربت؟

...و نپرسيم كجاييم،
بو كنيم اطلسي تازه بيمارستان را.

و نپرسيم كه فواره اقبال كجاست.
و نپرسيم چرا قلب حقيقت آبي است.
و نپرسيم پدرهاي پدرها چه نسيمي، چه شبي داشته اند.
پشت سر نيست فضايي زنده.
پشت سر مرغ نمي خواند.
پشت سر باد نمي آيد.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روي همه فرفره ها خاك نشسته است.
پشت سر خستگي تاريخ است.
پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سر دسكون مي ريزد.

بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم
...

پ.ن. می گویند تمام ملت شعر را حفظ هستند... می گویند شعر طولانی نگذارید... من برای این که این یکدستی را بر هم بزنم شعر را حفظ نیستم!! دوستانی که شعر را حفظند اول خط رو بخونند تا آخرش رو از حفظ برای خودشون بخونند بعد برگردند نگاه کنند کجاهاشو رنگی کردم کلمه ی اولشو بخونند بعد به همون جاهاش توی دلشون توجه کنند ...خوبه؟!

/ 9 نظر / 3 بازدید

اوردن شعر به اين طويلی در وبلاگ کار جالبی به نظر نمی رسه.اگر بخش کوچکتری رو انتخاب ميکرديد بهتر بود. در ضمن فکر ميکنم همه اين شعر سهراب رو حفظ باشن.

بی...

من هم برای همين جاهایی که منظورم بود رو رنگی کردم... آهان راستی من اصلا انتقاد پذير نيستم...

پرستو

سلام ! من برگشتم ! یعنی پس از ۱ هفته و اندی بالاخره on شدم !!! تو این مدت خیلی چیزا نوشتی .. حیف که الان کامنت دادن زیاد معنی نداره ، ... ایشاللا حالا که به این منبع گرانقدر الهی (اینترنت)دست یافتم ! پا به پای حسات پیش میرم...

پرستو

من با دیدن هر گوشه ی مدرسه،کلاس،راهرو،گلاب،خودم!،.... به یادت میفتم... امروز یکی پرسید : ینی چی گلاره=گل ؟!

سنگ پشت

نپرسيـــــــــــــم کجاييم ..

عباس

مقصد اين جاده کجاست که ما بهش نمی رسيم

کتی

ی کامنته بی معنی

از ...

ما حذف نمی شويم ولی باز هم تو دعا کن که اول شويم .

بی...

تو کجايی که ۴ صبح به اينترنت دسترسی داری؟؟ من تا اونجايی که يادمه وقتی خوابگاهی چيزی می رفتيم از ۱۲ شب تا ۵ -۶ صبح در رو می بستن ملت ول نگردن!!