و دیگر هیچ

نیم ساعت است به صفحه مانیتور زل زده ام... اعظم علی گوش می دهم و دیگر هیچ... و چه لذتی دارد وقتی و دیگر هیچ... وقتی فکری نداری برای کردن... وقتی همه چیز مشخص است مانند دو دوتا... وقتی همه اوست... هوا و نفس و زمین و غم و شادی و عشق ... همه اوست. تو مهمان خدایی می دانستی؟

/ 9 نظر / 5 بازدید
مینو

سلام ایما جونم.. راستش من هیچی نفهمیدم از این نوشته ات..[سوال] ببخشیداا.. من یکم گیرایی ام کمه[نیشخند] عشق وسواس احساسی نیست.. یه حس قشنگیه.. نمی تونم برات بگم.. من خودم عاشق شدم.با اینکه مدتش کم بود ولی منو سیراب کرد

لیلی کا

سلام ایمای عزیزم نیم ساعت است به صفحه سیاه وبگاه زل زده ام... اعظم علی گوش می دهم و دیگر هیچ... و نیم ساعت است به کادر سفید نظرات زل زده ام... اعظم علی گوش می دهم و دیگر هیچ... و نیم ساعت است که به انگشتم می نگرم به صفحه کلید به انگشت به صفحه کلید...دیگر هیچ... هیچ چیز یا همه چیز... همه چیز!

لیلی کا

ایمای من...دیگری من... خودم هم باور نمی کنم... .......... دلم برای خودم از همه بیشتر تنگه... ... دلم تنگه برای لحظه ی رسیدن به دیگر هیچ...

لیلی کا

متشکرم که واقعیت داری!

مینو

ایما یعنی باهام قهر کردی که ازم خداحافظی کردی؟

ایما

لیلیییییییییی! دلم تنگ شده بود برات :) تا خدا میاد یه حالی به آدم بده، همچین ضد حالی میزنم که بره طرفای ما رو دیگه نیگا نکنه! لیلی برام دعا کن برگردم به اون حال و هوایی که همش می گفتم چرا همه چی انقدر خوبه... (بچه است دلش می خواد خوب!)

يه دوست

با سلام دوست جديد؛ خوشحال ميشم به من سر بزنيد و در مورد موضوع جديدم نظر بدهيد خوشحال ميشوم

مینو

چند وقته نیستی خانومی.. خوبی؟:-*