خودم پر از کسی

یا هو

گاهی احساس می کنم اااااااااااااا چقدر تکراری!! یه اتفاقی بیافته دیگه! ااا باز مسیر رفت باز مسیر برگشت باز درس خوندن باز دفتر باز جمله ........... باز فکر!! و به این جا که می رسم می فهمم که: آهان مچتو گرفتم!! پاتولوژیک شدی.بعد یکی دو روز که می گذره (یا به زور و با فکر این که من چمه می گذرونم) یه احساس شدید نیاز به تفریح پیدا می کنم! بعد می رم تفریح و یه مدتی می گذره و یه اتفاقی بالاخره میافته این روح ما تغذیه می شه و به خیر می گذره........ 

این دفعه هم مثل هر دفعه به هر حال فهمیدم چمه. مطمئنا به یه "جک و جونور" وجودم کم توجهی کردم! حالا کدومشه نمی دونم دقیقا ولی فکر کنم کلا به خودم کم توجهی کردم.

اصلا میدونی چیه... از تو که پر می شم از خودم خالی می شم. می دونم که می دونی چی می گم. نه این که بخوام خودم رو از تو خالی کنم. ولی باید روی پای خودم وایسم. باید یه یک بذارم و تا بینهایت صفرش تو باشی! ولی همین اولش هم سخته. نمی خوام بشه مثل قبل، که ممکن نیست. می خوام فقط ساکت نگه دارم این جونورا رو تا وقتی که بعد درست حسابی از اول ریست کنم خودمو. اصلا یه قانونی هست می گه سخت نگیر. یعنی لقمه گنده تر از دهنت بر ندار. منم می گم حالا یه قدم میرم دیگه. فکر کنم همین یه ذره به خود رسی درستش کنه فعلا. بیشترش رو خوب نمی تونم. چون هر چی حالم بهتر می شه، دلم خوشحال تره. دلم که خوشحال تره، بیشتر احساس داره. احساسش هم که بیشتره، تو بیشتر می شی. تو که بیشتر می شی، دوباره پر می شم از تو! می دونم که باز می رسه یه روزی که خالی بشم از خودم. ولی نمی شه از تو پر نشد وقتی حال دل خوبه!!!!!!!!!!

/ 3 نظر / 12 بازدید
آب تنی

چند وقتی هست تصمیم گرفتم لقمه های جدید امتحان کنم ! بعضی ها میگن بزرگتر از دهنته ! نمیدونم!

لیلیکا

فکر کنم "تو" ی من برعکسه! وقتی حال دل بده...پر میشم ازش.. وقتی دل غمگینه.."تو" بیشتر میشه.. ... من "تو" نمیخوام... من "من" و میخوام.. اون "تو" هم منتظره "من"ه

لیلیکا

مطمئنا به یه "جک و جونور" وجودم کم توجهی کردم! جالب بود.. من به جک و جونورهای وجودم "انسان" میگم=آدم انسانهایی در انسانِ من.. دست کم انسان فرضشون میکنم