اندکی از سفر...

هوالهو

به سلامتی٬ شکر خدا٬ سالم و بی دردسر رسیدیم!!

شرح سفر رو می نویسم...شاید استفاده کنیدو شاید فقط جالب...

البته انقدر همین یک روز و ۲ ساعت روش٬ خاطره داشت که فعلا یه ذره شو می نویسم!

اولش فرودگاه مهر آباد بود و ما بودیم و دیگران! ما که اشک نمی ریختیم و دیگران که بغض کرده بودند.

و ما وقتی از گیت عبور کردیم تازه فهمیدیم که دایی دلش برای ما تنگ می شد و دایی ما را محکم در آغوش گرفته بود و گریه کرده بود.... و ما هیچ کدام را نفهمیدیم!

هواپیمای ایران بود و ۱۲۰ دقیقه ی الکی تاخیر به دلیل هیچی...و به همین دلیل هیچی بعضی ها از رواز بعدیشون همین جوری جا موندن...پیش می یاد دیگه!!

فرودگاه لندن که بودیم هنوز گیج این که این جا کجاست با تمام ملت انگلیسی و غیر انگلیسی فارسی حرف می زدیم ...البته کلا چیزی نمی گفتیم! جلوی گیت یه جای خالی پیدا کردیم و ۴ رکعت نماز شکسته خوندیم! صفایی داره تو فرودگاه نماز خوندنا!

دلم فعلا تنگ نشده و نگرفته... هر چی باشه دو باره خوانواده دور هم جمع شدیم!

* خانواده رو من از بچگی می نوشتم خوانواده فکر نکردم توی تایپ هم اشتباهی بنویسم خوانواده!  پاکش نکردک بمونه یادگاری!

هر چی بابا تو این چند مدت در عرض یک ماه مصرف کرده بود رو دو برابرش ما دیشب خوردیم! فکر کنم بابا غافلگیر شد!

فعلا همین!

* این کیبوردش بعضی حرف های فارسی رو روش ننوشته ...اگه دیدید کلا کلمه رو اشتباه نوشتم و به جای خاطرات سفر مثلا جک نوشتم مال اونه....

یا علی(ع)

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
استکان خالی

متشکريم به خاطر تعدد کامنت و خواستم بگويم دلمان خوش می شود ( اين مدل جديد تره که يهو نهاد عوض می شود) فعلا ما در الافی به سر می بريم( اسرار نکن با ع نمی نويسم)

از طرف تنها کامنت گزار وبلاگت

اول بگوييد ۴ : ۷ صبح مملکت گل و بلبل است يا شيطان بزرگ ؟ سژس هم متذکر می شوم که الافی اين گونه صحيح است و اگر آن گونه بنويسيد از نمره ی املاتان کم خواهد شد ! خيلی خوب حال که در الافی به سر می بريد می توانيم تحقيقمان را شروع کنيم !

استکان خالی

خوب شما دير اقدام کرديد و ما از الافی در آمديم! ۷:۴ همون شيطان بزرگ است! تو ۱۰ صبح گل و بلبل کامنت گذاشتی؟؟ اه چقدر ... تو ... شد اين ساعت ها!!! هی بايد حساب کنم!!! وقت تحقيق فعلا ندارم. داشتم می گم

اههههههههههههههههه نه اون ۷ گل و بلبل گويا چون من کامنت قبلی رو ۵ بعد از ظهر گزاشتم!!!

از ...

اول : بگو اون َاه هست يا اِه ؟ دوم : بگو این اِهِهِهِهِهِ يا اُ‌هُهُهُهُ ؟ سه : اين قدر کلاس نزار که حسابت خوبه ما هم بايد حساب کنيم . ۳ : آره خوب مگه ۳۴ : ۱۰ چشه اون ماله اون روزی بود که روزم شبانه روزی بود !

استکان خالی

مگه تو مدرسه نمی ری؟ نکنه ترک تحصيل کردی؟

از ...

موقع امتحانا يعنی آزادی و کلا اين دوران از تمام روزهای تحصيلی بيش تر خوش می گذره !

الناز

هه هه منم خوانواده رو اينشکلی می نويسم!

ته نشین کلاس

اونجا قبل از هر کاری فک کنم کانکت شدی که پست بذاری. نه؟[چشمک]

ته نشین کلاس

ما همین جاشم کامپیوترمون حرفای فارسیو نداره!! (این یه جور تعریف از خود بود! گرفتی دیگه؟ یعنی من همه حرفا رو خیلی وقته که از حفظ می نویسم[خجالت])