بند کفش سمت راستم!

یا هو

عرضِ کوتاهی داشتم آقا!


دروغ نگو دوست من!
نگو صخره های شمالی را شبانه به دوش خواهم گرفت
شبانه به دریا خواهم رساند
نگو کوه را و جهان را به زودی جابه جا خواهم کرد،
نگو ظلماتِ بیراه را از پیشروی به سوی ستاره باز خواهم داشت،
نگو براندازیِ بادها در دستورِ کاملِ کلماتِ من است.
هیچ نگو!
فقط خَم شو
بندِ کفشِ سمتِ راستت را ببند،
عجله دارم،
اتوبوس خواهد رفت.

علی صالحی

/ 0 نظر / 6 بازدید