Missed the starting gun!

 eyemwatchingyou.jpg

هوالهو

(این جا خالی.. به یاد سلامی که همیشه می نوشتم و به دلیلی تصمیم گرفتم دیگه ننویسم!)

بی مقدمه: خسته شدم از بس ابلهانه پست گذاشتم، ابلهانه کامنت گاشتم، ابلهانه ، صبحانه، ناهار، شام ، با طعم درس و بسیار عادی...بسیار روزمره...و از همه ی روز فقط یک ساعت رو فهمیدن .. فهمیدن ...

بین پایان بدبختی ها (امتحانات) و آغاز دوباره ی بدبختی ها (پیش) یه ماهه که اونم گویا باید به بدبختی بگذره، باید به همان دیار بی یار، به همان هوای غبار آلود، به همان آسمان دود گرفته باز گردی و در خانه ای کوچک و کوچه ای تنگ زندگی کنی و در دفتری یا اداره ای محبوس و مدفون شوی تا ترقی کنی!

به عشق خستگی گرفتن درس خوندن! به عشق دو دقیقه آهنگ گوش دادن ، کامپیوتر کار کردن، نفس کشیدن...من به خودم سخت نمی گیرم، لرد درس می خونم، خوش بختانه آهستگی و پیوستگی جواب می ده، نه بهم فشار می یاد نه نتیجه ی بدی می گیرم! البته از دیدگاه خودم !

پ.ن. من نمی فهمم وقتی می بینن آدم داره نماز می خونه چرا فرقی براشون نمی کنه و کاری که باهات داشتن رو بی هیچ تعللی می گن! یه دیشب اومدیم مث آدم نماز بخونیم مگه سوسکه گذاشت! اگه قرار باشه برای هر نماز ۵ ثانیه باز خواست شیم چند روز پشت در جهنم معطل می شیم؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

And then one day you find ten years have got behind you.
No one told you when to run, you missed the starting gun.

So you run and you run to catch up with the sun but it's sinking
Racing around to come up behind you again.
The sun is the same in a relative way but you're older,
Shorter of breath and one day closer to death.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دلا در عاشقی ثابت قدم باش     که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رنـدی نخواهم کرد توبـه      ولـو آذیتنــی بالهجــر و الجهــر

دلـم رفت و ندیـدم روی دلــدار     فغان از این تطـاول آه از این زجـر

/ 7 نظر / 6 بازدید
.

همين جوری اومدم . سر زده. بارون خورده!! تنها ... تو باديه ... زنده باشی جوون!!

.

بخون زياد . درس رو می گم. بنوس . . . . ادامه بده!!

باديه نشين

غم دل با که بگويم که مرا ياری نيست جز تو ای روح روان هيچ مدد کاری نيست غم عشق تو به جان است و نگويم به کسی که در اين دير مغان راز نگه داری نيست

شادی

سلام.اول از همه بايد بگم وبلاگ قشنگی داری بعدش اگه يه سری هم به من بزنی خوشحال می شم.در ضمن توی خبرنامه وبلاگم مطالب آموزشی و ترفند ويندوز ميل ميزنم اگه دلت می خواد می تونی عضو بشی.

ته نشین کلاس

اینجا دو تا سوال برام پیش اومد. زبان تو کنکور چند زدی؟ و اینکه رتبت چند شده؟ !

ته نشین کلاس

باید به همان دیار بی یار، به همان هوای غبار آلود، به همان آسمان دود گرفته باز گردی و در خانه ای کوچک و کوچه ای تنگ زندگی کنی و در دفتری یا اداره ای محبوس و مدفون شوی تا ترقی کنی! like!