ببین تفاوت ره ...

یا هو

هیچ وقت فکر نمی کردم دانشگاه من این طوری شروع شه. می دونی؟ پر در گیری انسانی. فکر نمی کردم یک ترم 5 ماهه بتونه انقدر اتفاقات داشته باشه. انقدر بالا پایین ببره منو. انقدر بزرگم کنه، شایدم پیر. فکر نمی کردم اگه به یکی بگم سلام نباید لزوما انتظار علیک داشته باشم. نمی دونستم اگه بخوام یه گروپ ساده راه بندازم باید هزار تا اما و اگر جواب بدم، هزار بار بمیرم و زنده شم. ولی می دونی مهم تر از اینا چی رو نمی دونستم؟ حساسیتم رو. یکی برام تستی گذاشته بود " بهش نمی آد ولی خیلی شکننده است" . چیزی رو فهمیده بود که من نمی فهمیدم. نمی دونستم نمی تونم بی تفاوت باشم. نسبت به آدم ها، احساساتشون، شادی هاشون، غصه هاشون. چیز بزرگی رو نمی دونستم.

خیلی دوست دارم بدونم آدم ها دارن چه می کنند تو زندگیشون. واقعا همین قدر که به نظر می یاد راحتند و انقدر ساده زندگی می کنند یا مثل من مجنونند و به هر قضیه ی کوچیکی کلی فکر می کنند. شایدم فکر می کنند ولی مثل من دیگه نمی شینن به فکر کردنشون هم فکر کنن. برای من رد و بدل دو جمله با یک نفر  هزار برابر ارزش داره چون یک آدم به ذهنم اضافه می شه. می دونی یعنی چی؟ برای من ارزش داره که سر ظهر روز قبل امتحان با این که هیچی نخوندم پاشم برم دانشگاه و صرفا 10 دقیقه با سه نفر حرف بزنمو آخرشم هیچی به هیچی. سه نفر خیلیه! آخه من چه جوری توضیح بدم برای تو؟ برای خیلی ها این اصلا مهم نیست.

پ.ن. هی با تو ام. می دونی چیه؟ من هنوزم بچه ها رو دوست دارم. چشمام رو هم نبستم. باز بازه. تو هم برو همون جایی که دلت می خواد. دست از سر من و بقیه هم بردار.

پ.ن. چقدر خوبه که الله علیم بذات الصدور..

/ 3 نظر / 5 بازدید
چکاد

صلاح کار کجا و من خراب کجا...

از ...

سلام می بینم که اون جا از این آدم های تیپ من زیاد هست ! در ضمن بهتره به جای این که با 3 نفر حرف بزنی، بزاری اونا حرف بزنند و تو گوش بدی ... پیشاپیش تولد تو و تولد خودم و تولد سنگ پشت و و بابای عطر بخار چای تازه و بعدش تولد خود عطر بخار چای تازه و ... را تبریک می گویم ! دی شب هم تولد بعضی ها بود ! جایتان خالی بود همین دیگر