محرم!

هوالهو

امروز خیلی پر بود خیلی عجیب!!!

وقتی صبح رفتیم مسجد ... یه سری مسلمون از کشورهای مختلف ایران٬ هند٬ عربستان٬عراق و غیره ... زیاد نمی شدند یه ۸۰ نفری بودند!!

حاج آقا قزوینی اومد به زبان انگلیسی خطبه ی نماز جمعه خوند...واقعا با کلاس بود خظبه اش . پخته بود. اضافات نداشت و خلاصه چسبید!!! بعدم نماز جمعه ! جالب اینه که من تو عمرم نماز جمعه نرفته بودم که خوندم ! کی فکرشو می کرد توی کالیفرنیا یه روز نماز جمعه بخونم!!

بعد از یکی دو هفته مشغولیت یه مسجد آروم که توش اسلام رو حس می کردی و کسانی که برای اسلام تلاش می کنند و بر خلاف خیلی از مسجد ها که دیگه حال و هوا نداره با همون اصول اولیه ....

علاوه بر این ها شب اول محرم که باشه نور علی نور می شه...یه مسجد و خطبه که توش دیگه فقط مرثیه نمی خونن..توش درس می گیرند...بررسی می کنند...و اشکی که می ریزند واقعا اشکه....خدای تعالی همه ی افراد دست اندر کار این مجالس رو مورد رحمت خود قرار دهاد!

این جا...تو لس آنجلس...دسته و مرثیه و ...

بعد از این احوالات رفتیم لب اقیانوس

راه بعد از این خطرناک است. مسئولیت با خود شماست...

و ما جلو تر رفتیم...لب لب لب اقیانوس...دم غروب...سکوت و آسمونی خالی و عظیم.... و فی الارض آیات للموقنین... الله اکبر ....انقدر بزرگ بود اقیانوس که کر می کردی باید از اونور آسیا رو ببینی...قوس زمین رو حس می کردی

و آسمون کم کمک نارنجی نارنجی شد...و ما که توی راه بودیم...و باد از پنجره می زد توی صورت! به قول علیرضا تکیه دادیم به پنجره و از اون فکر با حالا کردیم!

و بعد کوه و جنگل و ....

می خواستم یه ذره کفر بگم...بگم آخه توی این بحبوحه ی تصمیم گیری گم شدن ساک واقعا زور داشت...بگم اعصابم ریخته به هم...بگم خودمو به نفهمی زدم....گفتم ولی دلم الان آرومه...

خدا خودش کمکمون کنه..ان شاء الله

ماه محرم آغاز شد...امید آن که هر چه بهتر با کربلا آشنا شویم و چیزی بیاموزیم بیشتر از سال های قبل و از مسمومیت و غفلت کوفه ای خود بیرون آییم...الهی آمین

یا علی(ع)

/ 7 نظر / 10 بازدید
empty tembler

هر چه آموختی به ما هم بياموز . زیرا زکات ( شایدم خمس ) علم یاد دادن آن به دیگران است وکلا ما هم خوشمان نمی آید با کسانی که زکات ( ذکات ) نمی دهند بگردیم !

empty tembler

I write it just like this or something like this !

Without...

pardon??? What do u mean?? Did u see What Mr Amale said? Window Door I can speak English Blue This is a pencil

from ...

! nothing esp me too Yo are a blak board I am beautiful and so else !

بی

پی

خوبه ! اينجا دوستی مثل رابطه freind توی ++c هست که یک طرفه هس!

ته نشین کلاس

ای یار دور دست که دل میبری هنوز چون اتش نهفته به خاکستری هنوز هرچند خط کشیده بر ایینه ات زمان در چشمم از تمامی خوبان سری هنوز سودای دلنشین نخستین و اخرین عمرم گذشت وتوام در سری هنوز ای چلچراغ کهنه که ز آنسوی سالها از هر چراغ تازه فروزانتری هنوز بالین وبسترم همه از گل بیاکنی شب بر حریم خوابم اگربگذری هنوز ای نازنین، درخت نخستین گناه من ازمیوه های وسوسه، بار آوری هنوز ان سیبهای راه به پرهیز، بسته را درسایه سار زلف، تو می پروری هنوز باجرعه ای زبوی تو از خویش میروم آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز....