بی پروا!

به نام او................

بی پروا می گویم این بار ...بی پرده...پا برهنه!!

اتفاقاتی مبرهن نا ممکن شدند...رفتند...تمام شدند و حتی خاطره ای نبود که بماند!

های......من دیگر خاطره هم ندارم.......من دیگر به هیچ جا تعلق ندارم........من جز به اندکی به کسی تعلق ندارم!

های.........و من تمام سخنانم را به یکباره تکذیب می کنم .......این خاطره برای من بی معنا بود.....و کسانی که لیست بهترین هایشان را تمام پر از این خاطره کردند را می نگرم و می اندیشم......من اندوهگینم.......برای خاطرات خودم نه برای خاطراتی که قرار بود از آن من شوند!

های.......من اصلا آن نیستم که می اندیشیدم..رویاهای کودکی ... زندگی عادی...

دل کندن را دوست دارم...بی پروا...میدانی گاهی آنقدر تلخ می شوم که تمام خاطرات تلخ در ذهنم شیرین جلوه می کنند...چرا تمام آدم ها رنج را دوست دارند؟!

من دوست دارم به جای اتوب الیه بگویم تب علی!

می دانی ... بی پروا گفتم تا بدانی هیچ گاه پروایی در میان نبوده است!!

یا علی(ع)

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
از ...

دودورو دودو مريم ! بالاخره پايه ی تحقيق شدی ؟ منتظرم

الناز

baba range bloget ro 2rost kon bebinim chi neveshti! man ke hichi nadidam!

سنگ پشت

مریــــــــــــــــــــــــــــــــــم!!! صد سال به اين سال هااااا! پیر شدی هااااااااااااااااااااااااا!

بی...

تو همون به درد تحقيق کردن می خوری!(به از)

بی...

بيشتر از اين ازم بر نمياد ...( نمی آد) همين!!!

کتی

تولدت مبارک

بی...

قربون همتون...اگه خدا بخواد به زودی يه پست می ذارم...